ميرزا حسن حسينى فسايى

927

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

حكومت فارس به نواب حسين قلى خان برادر كهتر اعليحضرت شهريارى برقرار گرديد و نواب معزى اليه در هوس تاج و تخت افتاده ، ادعاى سلطنت نمود و ميرزا جانى و ميرزا نصر اللّه و آقا محمد زمان كلانتر شيراز ، هرچه او را به نصايح حكيمانه منع نمودند ، به قاعدهء الانسان حريص على ما منع سودمند نگشته ، آن جماعت را مخل سلطنت خود ، دانسته ، همه را محبوس بداشت و ميرزا جانى را در محبس مسموم نموده ، در سال 1212 به رحمت ايزدى پيوست و تفصيل اين وقايع در گفتار اول از اين كتاب فارسنامه نگاشته گرديد و او را چهار نفر پسر است : اول آنهاست : عاليجاه مقرب خاقان ، سيد جليل الاصل جميل الوصف ميرزا اسمعيل [ كه ] به زيور كمالات آراسته و به‌وفور كياست محسود خويش و بيگانه بود [ و ] در سال 1208 كه به فرمان پادشاه گيتىستان آقا محمد شاه طاب ثراه به عنوان گروگان از شيراز عازم طهران بود ، در اصفهان در وقت جوانى وفات يافت . و خلف الصدقش ، طره ناصيهء سيادت و غره جبهه نجابت ، مقرب خاقان ميرزا اسمعيل خان ، در كنف عم ماجد خود جناب وزارت مآب ميرزا هادى تربيت يافته و سالها به سر كردگى هزار نفر تفنگچى بلوكى فارس برقرار بود و در سال 1268 در شيراز وفات نمود . و نبيرهء او خلاصة الاشباه و سلالة السادات الانجاب ، مقرب الحضرت الوالا ميرزا على اكبر « 1 » تحصيل كمالات لايقه را نموده ، خط شكسته و تحرير و سياق را خوب نوشت [ و ] سالهاست مواظب انشاء رسائل و محاسبات جناب جلالتمآب معتمد السلطان ، محمد رضا خان قوام الملك گشته ، از درستكارى محسود اقران است و او را سه پسر است : سيادت و نجابت اكتسابان ميرزا اسمعيل خان و ميرزا عبد الحسين و ميرزا ابو الحسن ، اولين آنها نزديك به سن بلوغ است و ديگران در سن كودكى باقيند . و ذكر بازماندگان ديگر مرحوم ميرزا اسمعيل در ذيل بلوك فسا بيايد . پسر دويم مرحوم ميرزا جانى است : مظهر انوار نامدارى ، مصدر آثار كامگارى ، ثانى حاتم طائى ميرزا محمد تقى فسائى « 2 » كه شرح حالش در ذيل بلوك فسا مذكور شود . پسر سيم ميرزا جانى است : خلاصهء اولاد رسول ، نقاوه احفاد بتول ، زينت عترت مصطفويه ، جمال زمره مرتضويه ، سيد مجتهدين و رئيس محدثين ، ملاذ اعاظم علما ، ملجأ اكارم فضلا ، صاحب قواعد معقول و منقول ، ناظم معاقد فروع و اصول حاجى ميرزا ابراهيم مجتهد [ كه ] در سال 1173 در شيراز متولد شد و در مبادى زندگانى كه بالطبع از امور ديوانى اعراض داشت ، در شيراز علوم عربيه و ادبيه را كسب فرموده ، گوى مسابقت را از همگنان ربود [ و ] رتبه برترى بيافت ، پس فنون رياضى و علم كلام و حكمت را كما ينبغى آموخته ، سرآمد اهل عصر خود گرديد و بعد از وفات ميرزا اسماعيل ، برادر بزرگتر خود به فرمان خديو زمان شهريار گيتىستان آقا محمد شاه ، سه سال تمام به عنوان گروگان در طهران توقف نموده ، طلاب علوم را از نتائج افكار خود بهره‌مند مىساخت و در سال 1211 از طهران به عتبات عاليات مشرف شده ، در خدمت

--> ( 1 ) . ر ك : وقايع اتفاقيه ، ص 339 و 340 . او مدتى هم نيابت داراب را داشت ( وقايع اتفاقيه ، ص 353 ) . ( و ركن الدوله به سبب تحريك فسائيها مىخواست او را ( طناب بيندازد ) ص 461 . ( 2 ) . در ذيل بلوك فسا نام او : ( ميرزا تقى ) آمده و متولد سال 1170 در شيراز است . او جد محمود خان نعمت شاعر فسائى است . ر ك : دانشمندان و سخن‌سرايان فارس ، ص 691 .